اشک های پنهانی

فقط به خاطرتو که باعث شدی عشقو با یک نگاه باور کنم..

دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی

جواب سلامم را هم نمی دهد

دلم تنگ همان کسی است که وَقتی

از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند

دلم تنگ است...تنگ

نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 19:44 توسط zahra| |


یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه

بدی هاش یادت میره

نامردیش یادت میره

بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره

وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره

فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 19:30 توسط zahra| |

به حرمت رفاقت

هییییییییییییییییییییییییییییییس...

عشقم تو بغل رفیقم

خوابش برده...

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:6 توسط zahra| |

سلامتی خودم..
که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم..
ولی نگفتم.
سلامتی خودم….
که راحت می تونستم خیانت کنم..
ولی نکردم.
سلامتی خودم….
که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم.
سلامتی خودم… که این همه احمق بودم

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 17:11 توسط zahra| |

بعضی حرفا رو نمی شه گفت،باید خورد!!
ولی بعضی حرفارو،نه میشه گفت،نه می شه خورد!
می مونه سردل! میشه دلتنگی!

 میشه سكوت!

 میشه همون وقتایی كه خودتم نمی دونی چه مرگته !!!

نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ساعت 15:22 توسط zahra| |

تو تنهاییت را "شعر"میکنی

من "دود"

دیگری "سکوت"

وشاید ...دختری در سرزمینم رو  بر گرداند و با گوشه روسری اشکهایش را پاک کند !!!...

تنهایی تو کجا و تنهایی او کجا....

باز هم بگویید یک برابر یک است...

نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:53 توسط zahra| |

مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم
یکی بود،یکی...
بیخیــــال...
خــلاصـه اش میشود اینــکـه
دوستت دارم،لعنتی...

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 20:35 توسط zahra| |

بهترین اتفاق زندگی من هستی..

حتی...اگر...                    

اتفاق نیفتی..   

.

.

.

.

            

نه پیشانی من به لبهای تو رسید

نه لیاقت تو به احساس من.....

چیزی به هم بدهکار نیستیم..  

هردو کم اوردیم....         

.

.

.  

عاشقانه هایم همه  را به زانوزده...

توبه عشق چه کسی ایستاده ای...؟

.

.

. 

عاشقانه هایم را روی همین دیوار

مجازی مینویسم...ازلج تو..ازلج خودم

که حاضرنبودیم یک بار این هارا...

واقعی به هم بگوئیم...               


نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:0 توسط zahra| |

آهای روزگار 

برایم مشخص کن

اینبار کدام سازت را کوک کرده ایی تا برایم بزنی ؟؟

میخواهـم رقصم را با سازت هماهنگ کنم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 13:46 توسط zahra| |


به سلامتیه اون رفیقی که مجازیه
امـــــــــــا
یه جوری واست سنگ صبوره
که همه رفیقای واقعیت به پاشم نمیرسن


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:24 توسط zahra| |

همه ادعا دارند طعم خیانت را چشیده اند

همه ادعا دارند بدی را به چشم دیده اند

همه ادعا دارند که تنهایی را کشیده اند !

پس کیست که این دنیا را به ” گند ” کشیده است ؟

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 21:48 توسط zahra| |

آغـــ ـوش گــَ ـرمــَم بـ ـآش...

بگــ ـذآر فــَرآمـــ ـوش کــُ ـنــَم لــَحــظـہ هــآیی رآ کــ ـہ

دَر سـَ ـرمــآی بـــیــکــَ ـســــــــــی لَرزیـــ ــدَم...

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:0 توسط zahra| |

پشت یه ماشین آشغالی نوشته بود

 

واسه هر آشغالـــی خودتو کثیف نکن

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ساعت 16:25 توسط zahra| |

 

رفتنت.....نبودنت.....نامردیت....           

هیچکدوم نه اذیتم کرد..نه واسم سوال شد... 

فقط یه بغض داره خفم میکنه....             

        چه جوری نگات کرد که...                   

                   منو تنها گذاشتی....

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 14:14 توسط zahra| |

هرگاه از شدت تنهایی               

به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند

خنجرخیانتی را  که در پشتم فرو رفته

در می اورم                          

میبوسمش                            

صیقلی عاشقانه میدهم               

نوازشش کرده                      

و دوباره سرجایش میگذارم       

از قول من به ان لعنتی بگویید   

خیالش تخت                       

من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم...

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 17:25 توسط zahra| |

میخواهی بروی؟

خب برو....

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بیقراری را هیچوقت پایانی نخواهد بود؟

برو

برای چه ایستاده ای؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی ؟

برو...

تردید نکن

نفسهای آخر است...

نترس برو...

احساسم اگر نمیرد، بی شک مابقی روزهای بودنش را بر روی یک صندلی چرخدار بی تفاوت خواهد نشست

برو

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو...

فقط برو...

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ساعت 21:51 توسط zahra| |

هنوز هم..
چشمانم نگاهت را..
نگاهم لبــانت را..
و لبــانم لبانت را نشانه میرود در طلب یک بــوسه..
هنوز هم زیباست انتظار آغــوشت را کشیدن
حتی زیباتر از گذشته

نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 15:4 توسط zahra| |

در شهر عشق قدم میزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان

خیلی تعجب کردم تا چشم کار میکرد قبر بود پیش خودم


گفتم یعنی اینقدرقلب شکسته وجود داره؟ یک دفعه متوجه

قلبی شدم که تازه خاک شده بود جلو رفتم برگ های روی

قبر کنار زدم که براش دعا کنم وااااای چی میدیدم باورم


نمیشد اون قلب کسی بود که چندماه پیش دل منو

شکسته بود!

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 14:39 توسط zahra| |


نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 15:59 توسط zahra| |

 

آدمایی هستن که
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم ...
وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده،
راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون حیوونکی نپره ...
اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون ...
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه
همونایین که براتون حاضرن هر کاری بکنن
اینا فرشتن ...
تو رو خدا اگه باهاشون می رید تو رابطه، اذیتشون نکنین...
تنهاشون نزارین، داغون می شن !
همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند


برچسب‌ها: عاشقانه
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 15:42 توسط zahra| |

امشب در خلوت تنهایی ام اهسته بی تو گریستم

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو میرساند

تابدانی بی تو چه میکشم

کاش قاصدک ها به تو می گفتند که در غیاب تو

رودی از اشک به راه انداختم

کاش پرنده ی دل سوخته  ی عاشق

از جانب من به تو این پیغام را میرساند

که امید و ارزوهایم بی تو اهسته اهسته

در حال فرو ریختن است

نوشته شده در شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 15:53 توسط zahra| |

چقدر جای تو خالی بود

چه شب های بدی بودن

گذشتن عمرمو بردن

حالا من موندمو حسرت

چقدر بی رحمه این دنیا

به این تقدیر بد لعنت...

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 20:17 توسط zahra| |

 

لعنتی...!!!

روزهایی که بهت نیاز دارم...

مصادف شده با

روزهایی که از من دوری...

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:34 توسط zahra| |

"خدایا!یادت هست دستشو گرفتم اروم پیشت گفتم:من اینو میخوام!

گفتی:اینکه خیلی کمه بهتر از اینو برات کنارگذاشتم منم پامو

کوبیدم زمین گفتم:من همینو میخوام!گفتی:اخه قول اینو به کسی

دیگه دادم!!.."

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:41 توسط zahra| |

اون روز که دلمو شکستو تنهام گذاشت پیش خودم گفتم

وقتی برگرده منت کشی براش ناز میکنمو الکی بهش

میگم دیگه نمی خوامشودلمو شکسته چند روز بعد اومد

یه چیزی تو دستش بود که پشتش قایم کرده بود پیش

خودم گفتم برام کادو خریده یه ذره براش ناز کردمو

گفتم دلمو شکستی دیگه نمیخوامت خندید گفت

"چه خوب!..بگیرکارت عروسیمه.."

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:40 توسط zahra| |

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین   تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین آپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 21:53 توسط zahra| |

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

آپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 21:46 توسط zahra| |

وقتی یه آدم میگه

هیچکس منودوست نداره ،

منظورش از هیچکس

یک نفر بیشتر نیست . . .

همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ساعت 18:38 توسط zahra| |

یه رابطه وقتی خراب میشه که

تو نار احتش کنی و...

یکی دیگه ارومش...!!

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ساعت 19:55 توسط zahra| |


کاش همان کودکی بودم که حرف هایش را از نگاهش میتوان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم  بزنم کسی نمیشنود ودلخوش کرده ام سکوت کنم

...سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست...

دنیا راببین...بچه که بودیم از اسمان باران میبارید...

بزرگ شدیم از چشمهایمان می اید...

بچه بودیم درد دل را با هزار ناله میگفتیم همه میفهمیدند...

بزرگ شدیم درد دل را به صد زبان میگوییم اما هیچکس نمیفهمد...

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:28 توسط zahra| |

Design By : Mihantheme